حسين بن حسن خوارزمي

605

شرح فصوص الحكم

كشته شود . و نمىبينى كه چون اولياء دم جماعتى باشند و يكى به ديت راضى شود يا عفو كند ، و ديگران جز قتل نخواهند حق - سبحانه و تعالى - چگونه مراعات جانب عفو كننده مىكند و ترجيح مىنمايد بر غير عافى . و قاتل از روى قصاص كشته نمىشود . و نمىبينى كه حضرت خواجه - عليه السّلام - در حق كسى كه مورث « 12 » او را در صحرا كشته بودند ، و ريسمان عريض او را در دست يكى بشناخت ، و خواست كه به مجرّد اينكه حبل در دست او يافت او را بكشد ، فرمود : « إن قتله كان مثله » ، يعنى اگر صاحب نسّعه « 13 » را به مجرد ظنّ بى ثبوت شرعي بكشند همچون كشنده مورثش ظالم باشد . أ لا تراه يقول « وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » ؟ فجعل القصاص سيئة ، أي يسوء ذلك الفعل مع كونه مشروحا . « فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى الله » لأنه على صورته . فمن عفا عنه و لم يقتله فأجره على من هو على صورته لأنه أحق به إذ أنشأه له . يعنى : نمىبينى كه حضرت حق سبحانه مىفرمايد : « جزاء سيّئه سيّئه است مثل آن » . پس قصاص را همچو قتل عمد سيّئه داشت . يعنى فعل ضرر رساننده خواند ، با آن كه مشروع است . پس هر كه عفو كند و به صلح گرايد پس أجر او بر خداى باشد از آن كه معفو عنه بر صورت حق است . پس أجر عفو كننده بر آن باشد كه معفو عنه بر صورت اوست كه آن حق است ، از آن كه حق [ 249 - پ ] سزاوارتر است به عفو كردن از عبيد خود ، چه ايشان را از براى خويش آفريده است تا اسماء و صفات او ظاهر گردد ، كما قال سبحانه : « يا ابن آدم خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلي » . پس أجر عفو كننده از قصاص براى مراعات نسل و بقاى نوع بر ذمت كرم حق باشد تا او را جنت عطا دهد و عفو ذنوب و مغفرت سيئات او كند . و ما ظهر بالاسم الظاهر إلا بوجوده فمن راعاه إنما يراعى الحق . و ما يذمّ الإنسان لعينه و إنما يذم الفعل منه ، و فعله ليس عينه ، و كلامنا في عينه . و لا فعل إلا لله ، و مع هذا ذمّ منها ما ذم و حمد منها ما حمد . يعنى : ظهور حق به اسم ظاهر به وجود عبد است ، پس هر كه از او عفو كند و إحسان ورزد ، أجر او بر خداى باشد . و مراعات جانب انسان مراعات حق است ، و انسان از اين روى كه انسان است مذموم نيست بلكه مذمّت او از جهت افعال ذميمه

--> « 12 » پا : مورث عريض . « 13 » پا : سبعه .